Wednesday, November 11, 2009
امروز بيست آبانماه : به ياد شهداي راه آباداني و سد سازي در ايران
امروز بيستم آبانماه هفدهمين سالروز شهادت جمعي از متخصصان سدسازي در بلدي هاي بازفت در شمال مسجد سليمان - در حال مطالعه پروژه سرشاخه هاي رودخانه كارون به منظور سدسازي - در اثر سقوط هلي كوپترشان در تاريخ ۲۰/۸/۷۱ است. بيست نفر از بهترين متخصصان كشور از جمله دكتر محمد رضا صالحي راد كه رئيس ما در بخش ژئوتكنيك در شركت مهاب قدس -در سال ۱۳۷۱- بودند و دو تن ديگر از دوستان و همكارانمان در اين بخش، مهندس مهدي گياهچي و مهندس شهريار فارسي، در اين سانحه جان خود را بر سر اعتلاي ميهن خود گذاشتند. ياد ايشان و همكاران ديگر ما و خلبان و خدمه پرواز هلي كوپتر گرامي باد. فرزند دوستم مهندس گياهچي - اگر اشتباه نكنم نامش سهي است- كه در هنگام حادثه مذبور حدودا دو ماهه بود، الان بايد ۱۷ ساله و جوان رشيدي شده باشد كه هر جا هست، خدا او و ساير فرزندان جانباختگان در اين پرواز را حفظ كند و سلامت بدارد.
Friday, October 02, 2009
یادآر زشمع مرده یاد آر: مهدس علی حریری

اوائل مهر هر سال، سالروز درگذشت دوست و همکلاسی عزیزم شادروان مهندس علی حریری است که نه سال پیش در سال 1379 در حین انجام مطالعات زمین شناسی در تصادف رانندگی جان به جان آفرین تسلیم کرد. علی حریری متولد 22 مرداد 46 در تهران و ورودی سال 1365 رشته زمین شناسی در دانشگاه تهران - همکلاس و هم ورودی من- بود. دوره فوق لیسانس را در دهه هفتاد در دانشگاه شهید بهشتی در رشته زمین شناسی اقتصادی گذراند و دانشجوی دکتری شده بود که متاسفانه امکان پایانش را نیافت و در 33 سالگی درگذشت. هرچه از نجابت و خوش اخلاقی این عزیز از دست رفته بگوییم کم گفته ایم. علی علاوه بر رشته تخصصی، نویسنده و نمایشنامه نویس قابلی نیز بود و در فعالیتهای اجتماعی نیز پیش قدم و فعال بود. در برگزاری برنامه های فرهنگی و هنری در دانشکده علوم در نیمه دوم دهه شصت همیشه علی حریری یکی از افراد ثابت و اثر گذار بود. حیف که در پایان تابستان 79 آن تصادف در حین ماموریت - از سوی سازمان زمین شناسی کشور - رخ داد و پس از چند روز در بیمارستان و در کما بودن، جان رفیق عزیز ما از دست رفت و به عالم باقی پرکشید. یادش بخیر. لازم دانستم تا در نهمین سالروز در گذشتش یادش را گرامی بدارم تا دوستان و خانواده و روح عزیزش - که با خبر است - بدانند که یادش همیشه با ماست.
ضمنا عکس فوق را مربوط به خودش وپسرش است که اکنون به گمانم باید حدود 12 ساله باشد. انشاالله پسرش سالم و سرحال با نیکی و سربلندی بزرگ شود و نام نیک پدر عزیزش را همیشه سربلند بدارد.
ضمنا عکس فوق را مربوط به خودش وپسرش است که اکنون به گمانم باید حدود 12 ساله باشد. انشاالله پسرش سالم و سرحال با نیکی و سربلندی بزرگ شود و نام نیک پدر عزیزش را همیشه سربلند بدارد.
مهدی زارع -مهر 88
Saturday, May 23, 2009
فارغ التحصيلان زمين شناسي دانشكده علوم - دهه شصت
پنج شنبه گذشته - 31 ارديبهشت- چند نفر از فارغ التحصيلان دهه شصت زمين شناسي دانشكده علوم به همت دوست و همكلاسي مان آقاي احمدعلي ساعتچي دور هم جمع شدند. اين روز با حضور دوستان خوبمان و با خاطره دوست و همكلاسي تازه از دست رفته مان، روانشاد دكتر محمد سپهر به خوبي گذشت، با تجديد خاطره هايمان از نيمه دوم دهه شصت كه همگي در دانشكده علوم، گروه زمين شناسي - امروزه پرديس علوم، دانشكده زمين شناسي- دانشجو بوديم . آقايان حبيبي، احمدي شيخاني، كاظمي، شايگان، فرزانگان ، شاكري، رضائي انزابي، جهاني، ساعتچي، و خودم كه از وروديهاي سالهاي 64 و 65 زمين شناسي دانشگاه تهران هستيم، در يكي از رستورانهاي شمال شرق تهران ظهر تا بعدر از ظهر پنج شنبه با هم بوديم. پنج نفر از دوستانمان كه مطلع بودند، به دلايل مختلف موفق به حضور شدند. خدا به آقاي ساعتچي خير دهد كه باني خير چنين جلساتي است. در پايان اين جلسات هم رسم ما چنين است كه ياد همه رفتگان - استادان و همكلاسي هاي از دست رفته - را گرامي بداريم. انشاالله چنين جمع هايي منظم تر و بيشتر دو هم جمع شوند.
Saturday, May 09, 2009
دوست و همكلاسي عزيزمان دكتر محمد سپهر درگذشت
امروز يعد ار ظهر مطلع شدم كه دوست و همكلاسي عزيزم دكتر محمد سپهر كه مانند من ورودي سال 1365 رشته زمين شناسي دانشگاه تهران بود، روز چهارشنبه گذشته در حين مطالعات صحرايي در منطقه جنوب كشور - از سوي شركت ملي نفت ايران- دچار حمله قلبي شد و بالافاصله درگذشت. حقيقتا شوك بزرگي است كه هنوز نتوانسته ام از آن بيرون بيايم.
دكتر سپهر پس از انجام دوره كارشناسي زمين شناسي به دانشگاه امپريال كالج لندن رفت و فوق ليسانس و دكتري را با موفقيت و به ترتيب بر روي تكتونيك منطقه كرمان و زاگرس ايران به انجام رساند. حدود پنج سال قبل به كشور بازگشت و به عنوان متخصص زمين شناسي ساختماني به شركت ملي نفت ايران - شركت ملي اكتشاف - پيوست. در همين شركت نيز در مطالعات تخصصي در زمينه زمين شناسي ساختماني متعددي براي مقاصد اكتشافي شركت داشت و مقالات متعددي از ايشان منتشر شده است.
به روح او درود مي فرستم كه فقط ۴۲ سال زندگي كرد. بسيار پسر نازنيني بود و از او جز خوبي و نيكي چيزي در ذهن نمانده است. هنوز باور ندارم كه رفته است.
دكتر سپهر پس از انجام دوره كارشناسي زمين شناسي به دانشگاه امپريال كالج لندن رفت و فوق ليسانس و دكتري را با موفقيت و به ترتيب بر روي تكتونيك منطقه كرمان و زاگرس ايران به انجام رساند. حدود پنج سال قبل به كشور بازگشت و به عنوان متخصص زمين شناسي ساختماني به شركت ملي نفت ايران - شركت ملي اكتشاف - پيوست. در همين شركت نيز در مطالعات تخصصي در زمينه زمين شناسي ساختماني متعددي براي مقاصد اكتشافي شركت داشت و مقالات متعددي از ايشان منتشر شده است.
به روح او درود مي فرستم كه فقط ۴۲ سال زندگي كرد. بسيار پسر نازنيني بود و از او جز خوبي و نيكي چيزي در ذهن نمانده است. هنوز باور ندارم كه رفته است.
مهدی زارع
Thursday, May 03, 2007
گردهمائي فارغ التحصيلان دهه شصت زمين شناسي دانشكده علوم
امروز سیزده اردی بهشت هشتادو شش به همت دوست و همكلاسي سابقمان آقاي احمدعلي ساعتچي، ده نفر از دوستان دوره دانشكده علوم، همگي دانشجوي سابق ليسانس زمين شناسي ورودي هاي 62 تا 65، در رستوراني در خيابان طالقاني تهران دور هم جمع شديم. از خاطرات گذشته گفتيم و از حال هم پرسيديم. به روان درگذشتگان - از استادان و همكلاسان سابقمان- درود فرستاديم و با هم مشخصات اي-ميل و تلفن رد و بدل كرديم. از بسياري خبر نداشتيم كه خبركنيم - يعني آقاي ساعتچي خبر كند!- كه بيايند. ولي به هر حال روز خوبي بود. اگر از دوستان قديم در داخل و خارج از كشور اين يادداشت را مي بينند مي توانند به من اي -ميل بزنند تا دفعه بعد بتوان جمع بزرگتري را دعوت كرد.
Wednesday, May 24, 2006
دانشکده زمین شناسی
دیروز دوم خرداد 85 پس از حدود 3 سال به بهانه سیمنار ساخت و ساز در دانشکده فنی -که در یک کارگاه تخصصی آن شرکت داشته و صحبت کردم- به دانشکده علوم و گروه زمین شناسی رفتم تا به محل تحصیلم سری بزنم. دیدم که خیلی تغییر نکرده و تقریبا همه چیز همانطور است که بیست سال پیش بود! زمانی که من به آن دانشکده وارد شدم. به هر حال مهمترین تغییر یکی آن است که از استادان قدیمی من فقط دکتر ولی زاده، دکتر مهرداد اسفندیاری و دکتر کمال الدین بازرگانی و مهندس ذولفقاری باقی مانده اند و بقیه بازنشسته شده و یا مثل دکتر زرعیان و دکتر اخروی دیگر در این دنیا نیستند. خدایشان بیامرزاد. به هر حال تنها استادی که دیدم ، دکتر بازرگانی بود که در حال تدریس بود و من فقط سلامی کردم و ایشان هم لطف کرده و به دم در آمد و با من سلام و علیک کرد و البته چون در حال تدریس بود بیشتر مزاحم نشدم. ضمنا تغییر دیگر آن است که نام دانشکده شده پردیس علوم دانشگاه تهران و هر گروه از جمله گروه زمین شناسی به یک دانشکده تبدیل شده است.
برایم جالب بود: زمان می گذرد، نسلها عوض می شوند ولی دانشگاه می ماند و فقط دانشجویان جدید می آیند و خلاصه زندگی ادامه دارد . در آزمایشگاه سنگ شناسی در زیر زمین دانشکده که زمانی خودم آسیستان آزمایشگاه - برای کلاس دکتر سحابی - بودم، دیدم دانشجویان مشغول دیدن مقاطع نازک سنگها زیر میکروسکوپ هستند و وقتی به داخل آزمایشگاه سرک کشیدم دانشجوئی که ظاهرا وظیفه حدود 18 سال پیش من را انجام می داد از من پرسید با کسی کاری داشید ، پاسخ دادم خیر! به هر حال فرصت جالبی بود که به خانه قبلی مان سری بزنیم.
مهدی زارع
Friday, November 18, 2005
آنها که در راه مطالعات زمین شناسی طرحهای عمرانی جان باختند
بیستم آبانماه سال هفتاد و یک سه نفر از فارغ التحصیلان زمین شناسی دانشکده علوم دانشگاه تهران ، آقایان محمد رضا صالحی راد، شهریار فارسی و مهدی گیاهچی در حادثه سقوط هلی کوپتر وزارت نیرو در حین انجام ماموریت جان باختند. این یادداشت را من در سالروز شهادتشان در وبلاگ خودم نوشتم که به نظرم آمد به به وبلاگ نیز بسیار
مربوط است بنابر این اینجا هم می آورم
یاد همه شهیدان وطن گرامی باد- شهدای عمران و آبادانی ایران
امروز بیست آبان سالروز شهادت همکاران من در شرکت مهاب قدس و توسعه منابع آب و نیروی ایران در سال هفتاد و یک در کوههای بازفت زاگرس در اثر سقوط هلی کوپتراست. این همکاران در ماموریت برای شناسائی سرشاخه های رودخانه کارون منطقه را با هلی کوپتر بازدید می کردند.در آخرین روز ماموریت که روز بیست آبان باشد در حال بازگشت به مسجد سلیمان - آنطورکه من از واقعه خبر دارم - در اثر بدی هوا خلبان تصمیم به حرکت در جهت مخالف و رفتن به الیگودرز - یا شهر دیگری در استان لرستان- می گیرد و متاسفانه در اثر بدی هوا و بارش شدید برف در ارتفاعات بازفت هلی کوپتر ابتدا با کوه برخورد و سپس سقوط می کند و بلافاصله در زیر بهمنی از برف و یخ مدفون می شود. این موضوع باعث شد که تا حدود شش ماه بعد که هوا گرم تر شد، تمام تلاشها برای یافتن هلی کوپتر به شکست انجامد.آن موقع من به عنوان کارشناس بخش ژئوتکنیک مهاب قدس مشغول کار درزمینه لرزه زمینساخت و زمین شناسی مهندسی برای پروژه های مختلف سد سازی بودم. از همکاران من در بخش ژئوتکنیک مهاب قدس یکی رئیس بخش دکتر محمد رضا صالحی راد بود و دیگری مهندس فارسی و مهندس گیاهچی. دوستان عزیزی که جانشان را در راه مطالعات عمرانی مهنمان از دست دادند. مهندس فارسی فرزندش را ندید چون چند ماه بعد از شهادتش به دنیا آمد و الان باید دوازده ساله باشد. همچنین مهندس گیاهچی نیز وقتی شهید شد فرزندش دو ماهه بود که الان باید سیزده ساله باشد. این را نوشتم تا به یاد بیاوریم که عمران و آبادانی که امروز با ساخته شدن سدها و نیروگاهها نمادهائی از آن را می بینیم به چه هزینه ای به ثمر رسیده است و این که به روح دوستانم دورد بفرستم و نشان دهم که همواره به یادشان هستم. ضمنا در این سانحه 15 نفر جان باختند که دوازده نفرشان متخصص و مهندس و سه نفر نیز خدمه هلی کوپتر بودند
امروز بیست آبان سالروز شهادت همکاران من در شرکت مهاب قدس و توسعه منابع آب و نیروی ایران در سال هفتاد و یک در کوههای بازفت زاگرس در اثر سقوط هلی کوپتراست. این همکاران در ماموریت برای شناسائی سرشاخه های رودخانه کارون منطقه را با هلی کوپتر بازدید می کردند.در آخرین روز ماموریت که روز بیست آبان باشد در حال بازگشت به مسجد سلیمان - آنطورکه من از واقعه خبر دارم - در اثر بدی هوا خلبان تصمیم به حرکت در جهت مخالف و رفتن به الیگودرز - یا شهر دیگری در استان لرستان- می گیرد و متاسفانه در اثر بدی هوا و بارش شدید برف در ارتفاعات بازفت هلی کوپتر ابتدا با کوه برخورد و سپس سقوط می کند و بلافاصله در زیر بهمنی از برف و یخ مدفون می شود. این موضوع باعث شد که تا حدود شش ماه بعد که هوا گرم تر شد، تمام تلاشها برای یافتن هلی کوپتر به شکست انجامد.آن موقع من به عنوان کارشناس بخش ژئوتکنیک مهاب قدس مشغول کار درزمینه لرزه زمینساخت و زمین شناسی مهندسی برای پروژه های مختلف سد سازی بودم. از همکاران من در بخش ژئوتکنیک مهاب قدس یکی رئیس بخش دکتر محمد رضا صالحی راد بود و دیگری مهندس فارسی و مهندس گیاهچی. دوستان عزیزی که جانشان را در راه مطالعات عمرانی مهنمان از دست دادند. مهندس فارسی فرزندش را ندید چون چند ماه بعد از شهادتش به دنیا آمد و الان باید دوازده ساله باشد. همچنین مهندس گیاهچی نیز وقتی شهید شد فرزندش دو ماهه بود که الان باید سیزده ساله باشد. این را نوشتم تا به یاد بیاوریم که عمران و آبادانی که امروز با ساخته شدن سدها و نیروگاهها نمادهائی از آن را می بینیم به چه هزینه ای به ثمر رسیده است و این که به روح دوستانم دورد بفرستم و نشان دهم که همواره به یادشان هستم. ضمنا در این سانحه 15 نفر جان باختند که دوازده نفرشان متخصص و مهندس و سه نفر نیز خدمه هلی کوپتر بودند